تبليغاتX
آتلیه بی تابی های معماری

آتلیه بی تابی های معماری

تاریخ!بشکند قلمت اگر ننویسی بر ما چه گذشت!

حزب خران ایران

عمران صلاحی از طنزپردازان بزرگ کشور بود که مدتی در مجله توفیق که مجله طنز بود کار می کرد.اینجا قسمتی از مصاحبه او در اردیبهشت سال ۷۹ را می خوانید:

"مجله توفیق صرفا طنز مکتوب نداشت بلکه طنز های عملی هم داشت.مثلا تاسیس ارگانی به نام حزب خران ایران."

اما حکایت حزب خران ایران: این حزب تمام مشخصات احزاب واقعی را داشته و مرامنامه خاصی داشته.فلسفه اش این بوده که هرکس که دروغ بگه ، کار خلاف بکنه و پدرسوخته و قالتاق باشه "آدم" است و افرادی که کارهای خوب می کنند و دل پاک دارند "خر"اند.این حزب از بین داوطلبان عضوگیری میکردولی به این صورت نبوده که هر خری را هم راه بدهند!!...برای عضویت داوطلبان باید سند و مدرکی دال بر خریت خود ارائه می کردند . بعد کمیته "خربگیری" به شور می نشست و تصمیم می گرفت.سند ها هم خیلی متفاوت بوده مثلا یکی رساندن پولی را که پیدا کرده به صاحبش به عنوان سند خریت ارائه می کرد.

به اعضای حزب کارت عضویتی داده می شد که سبز رنگ و به رنگ یونجه بود که ممهور به مهر حزب به شکل سم خر بود!سیاستمداران حق عضویت در حزب خران را نداشتند و ممنوع الورود بودند.چون طبق مرامنامه همه آنها "آدم" بودند .نکته جالب اینکه آنروزها رژیم شاه دو حزب در کشور راه انداخته بود.حزب "مردم" و "ایران نوین" و تعداد اعضای حزب خران از این دو حزب بیشتر بود.

حزب خران سردبیر هم داشت که به آن "خردبیر" می گفتند و به جای سرمقاله "خرمقاله" می نوشتند.

حزب خران دو روز از سال را جشن می گرفت : یکی روز سیزده به در معروف به "روز جهانی خر" و دیگری سالروز تاسیس حزب. حزب در سال یک مسابقه هم برگزار می کرد و به کسی که بهترین سند خریت را ارائه  داده بود لقب "بهترین خر سال" را اعطا می کردند و جایزه اش این بوده که هم وزنش جو می دادند!البته قیمت معادل آن مقدار جو را.

عمران صلاحی می گوید:" با خیلی ها در آن دوران هم طویله! بودیم که بعضی شان الان آدم شده اند و حتی جزو سیاستمداران هستند." این حزب واقعاْ اوضاع جامعه آن روز ایران را به خوبی توصیف می کرد

شما نمی خواین عضو این حزب بانمک بشین؟

با استفاده از مطالب ماهنامه طنز "آی طنز"شماره ۴. انتشارات جهاد دانشگاهی کوی دانشگاه تهران

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 11:22  توسط ناهید  | 

نمایشگاه کتاب

                      جستجوی کتاب های عرضه شده در نمایشگاه

                              دریافت نقشه سایت نمایشگاه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:20  توسط ناهید  | 

ساقیا! لطف نمودی قدحت پُر می باد     

      فرانک لوید رایت(8june1867_9aprile1959) بزرگترین معمار قرن ۲۰ آمریکا. نابغه ای که هرگز چشمه فیاض قریحه اش به خشکی نگرایید.مسلما درک شخصیت وی تاثیر بسیاری در فهم کارهای بی نظیرش دارد ٬سراسر زندگی رایت با تراژدی٬تهمت و شایعه همراه است

                                                   frank lloyd wright

     یک دهاتی که همه جای دنیا رو دیده٬امریکا رو بهم ریخته و آخر به فاصله 5 km از زادگاهش دفن شده.می گویند اگر عکسی از خودش می دیده که تیپ زده بوده خط خطی میکرده!! گاهی عمدا از الفاظ دهاتی استفاده می کرده! غد و جسور بوده. معلوم نیست که امریکا به رایت شناخته میشود یا رایت به امریکا.در دهه های ۵۰ رایت امریکا رو معروف کرده بود.

      در ۸ ژون ۱۸۶۷ در ریشلندسنتر ایالت ویسکانسین (richlandcenter,wisconsin) متولد شد. پدرش William Carey Wright و مادرش Anna Lloyd Jones بود.پسر یک کشیش و تعمید دهنده کلیسا بود. باباش مذهبی بوده و در کلیسا ارگ میزده و برای امرار معاش گاهی موعظه و گاهی موسیقی درس میداد. ۷-۸ تا بچه بودند.در ۱۸۸۱ وقتی رایت ۱۴ سالش بود بدر و مادرش جدا شدند و بدرش برای همیشه خانه را ترک کرد.نام اصلی او Frank Lincoln Wright بود که در این زمان به احترام خانواده مادرش(The Lloyd Joneses) نامش را از Lincoln به Lloyd تغییر داد!!...

      به این ترتیب رایت تحت سرپرستی مادری قدرتمند که او را دوست می داشت و همیشه تحسینش می کرد در دشت هایی با صخره هایی تنها و زمینی سیاه و بهاری سبز به شکلی رمانتیک رشد کرد.

      بعد از دو سال تحصیل در رشته مهندسی ساختمان در دانشگاه ویسکانسین بدون گرفتن مدرک دانشگاه را ترک کرد و برای کار به دفتر لایمن سیلزبی در شیکاگو رفت. دایی اش که در شیکاگو بوده او را به دفتر سلیوان و ادلر می برد و او به مدت ۵ سال (۱۸۸۸-۱۸۹۳) در دفتر سلیوان بود. رایت از سلیوان به عنوان استاد محبوب و از ادلر به نام کهن سرور بزرگ یاد می کند. در دفتر سلیوان خانه های مکتب شیکاگو طراحی می کردند اما رایت همان روز اول با افراد اتلیه دعواش میشه و سلیوان او را به اتاق جدایی می برد و او به طراحی خانه های ویلایی که الهام گرفته از کلبه های دهاتی زادگاهش بوده به جای ساختمان های مکتب شیکاگو می پردازد. در این زمان مکتب شیکاگو در شکفته ترین ایام خود بر جوانی رایت تاثیر گذاشت اما او دنبال کارهای این مکتب را نگرفت.

                                 

      همان اول سلیوان با او قراردادی امضا می کند که تو تمام وقت مال منی و رایت بلافاصله مادرش و بر و بچه ها را به شهر می برد.بعد ها سلیوان رایت را به خاطر کار در بیرون از دفترش اخراج میکند.بعدها که سلیوان در اواخر عمرش برشکست شده بود در خانه رایت زندگی میکرد و رایت هم احترام زیادی برای او  قایل بوده.

                                                 wright's family

                            frank lloyd wrighr2

                         frank lloyd wright3

                                   frank lloyd wright

 

                    فرانک لوید رایت سه بار ازدواج می کند...

رایت معتقد است که خانه یک معبد است بر عکس لوکوربوزیه که خانه را خوابگاه میداند. و البته ادمی که با این زیبایی خانه طراحی می کند تا آخر عمر حسرت یک خانواده درست و حسابی را داشته . اما ازدواج های رایت(!!...):

رایت همیشه خود را رمانتیک نشان می داد و از همین رو محبوب قلوب خانم های امریکایی بود.او که عمری طولانی داشت (از دوره ویکتورین تا عصر اتم) حیاتی پر فراز و نشیب را پشت سر نهاد.

این مرد ریز نقش شیک پوش علاقه مند به کفش و شنل چند رنگ عصاهایی با سر نقره ای و کلاه های شیک و گرانقیمت و اسب های اصیل یکبار همسر و شش فرزند خود را ترک می کند.رایت در ۱۸۸۹(قبل از تولد ۲۲ سالگیش) با کیتی توبین (Catherine Lee "Kitty" Tobin) ازدواج می کند.ازدواج او با کاترین که دختر یک تاجر ثروتمند بود باعث بهبود موقعیت اجتماعی او و شهرت بیشترش می شود.در همین زمان او خانه و استودیوی کارش را در Oak park می سازد و مادرش را به شهر می اورد.

                cathrine,his first wife  kitty

 wright's family    wright's family

                     West Face of the HomeWest Face Detail 

                                       North Face (Front) of the Home_studio

                                             Wright's home in Oak Park, Illinois

                                            خانه و استودیوی کار رایت در اوک بارک

    Hillside Home School, 1902, Taliesin, Spring Green, Wisconsin

بعد از ۵-۶ سال در ۱۹۰۹ که دیگر مشهورترین معمار امریکا شده بود شش تا بچه دور خودش می بیند!... اما مانند بدرش به خانواده اش وفادار نماند و با همسر یکی از مشتریانش به اروبا فرار کرد!

او در ۱۹۰۳ بعد از طراحی یک خانه برای همسایه اش (Edwin Cheney) عاشق همسر چنی یعنی Mamah Borthwick Cheney می شود.اغلب دیده میشده که ان دو با اتومبیل رایت به اطراف اوک پارک می رفتند و صحبت آنها سر زبانها افتاده بود. همسر رایت که تصور می کرد این رابطه کم کم رنگ خواهد باخت از رایت جدا نشد و همینطور همسر ماما و نهایتا در ۱۹۰۹ حتی قبل از اتمام Robie house رایت و ماما همسر و فرزندانشان را ترک می کنند و به اروپا فرار می کنند.

                              mamah cheney      mamah borthwick cheney   

                           frank lloyd wright4

شاید امروزه چندان مایه شگفتی نباشد اما این اتفاق در منطقه ابرومند اوک پارک در حومه شیکاگو به هیچ وجه قابل پذیرش نبود و بعد ها که رایت از کار خود پشیمان میشود و به شیکاگو بر می گردد دوستانش خیابان را به رویش می بندند!!... .این کار از این آدم با این شهرت محلی خیلی عجیبه.

بعد از بازگشت رایت باز هم کاترین از او جدا نشد. رایت با زندگی با ماما رسوایی را به Spring green آورد. او با ماما در Spring green ساکن شد.

 از ۱۹۱۰ زندگی رایت توام با فراز و نشیب هایی است که اکثرا همراه با جنبه های کریه زندگی اجتماعی است اما رایت جسورانه مقاومت می کند. این سالها تا ۱۹۱۵ درگیری خانوادگی رایت است با ماما که به اروپا فرار کرده اند و بعد بر می گردند .

در ۱۹۱۰ رایت بعد از یک سال که به آمریکا بر می گردد مادرش را وادار می کند تا در ویسکانسین زمینی برای او بخرد. مادر رایت در ۱۰ آوریل ۱۹۱۰ زمین را می خرد و رایت شروع به ساخت خانه جدیدی برای خودش می کند که آن را تالیسین می نامد.

                      ....tragedy followed  tragedy

....اما اینده آبستن حوادث بدتری بود. هنگامی که رایت از تالیسین دور بود و مدیریت اجرای پارک تفریحی باغهای میدوی(Midway garden)  را بر عهده داشت خدمتکاری که دچار مشکل روحی بود هفت نفر را در خانه رایت(تالیسین) با تبر کشته و سپس خانه را به آتش کشید. این هفت نفر شامل ماما برتویک و دو فرزندش و دو باغبان و دو خدمتکار دیگر بود.این اتفاقات در حالی می افتد که رایت هنوز همسر اولش را دارد.با کشته شدن ماما موقعیت اجتماعی رایت در امریکا بدتر شد.همچنین در این ماجرا رایت با از دست دادن ماما که عشق اصلیش بود خیلی اسیب دید و سالها طول کشید تا خود را بازیابد. 

                                      headlines

 

                                         miriam noel

                                                                                                miriam ,his second wife

اما رایت دوباره تالیسین را از نو ساخت.  کاترین بالاخره در ۱۹۲۲ از رایت جدا می شود و رایت در نوامبر ۱۹۲۳ بعد از یک سال تنهایی با میریام نویل (Miriam Noel) همسر دومش که مجسمه ساز بود ازدواج می کند و زندگی جدیدی را شروع می کند.اما خانم رایت بعدی معتاد به مورفین از اب در امد و ازدواجشان در کمتر از یک سال با شکست مواجه شد.                  

قبلا در ۱۹۱۵ رایت با میریام به توکیو رفته بود تا از شدت حملات روزنامه ها فرار کند و هتل امپریال را طراحی کرد.

در ۱۹۲۴ بعد از جدایی از میریام در حالیکه هنوز طلاق نگرفته بودند با اولگیوانادر ۱۹۲۴ در شیکاگو ملاقات می کند و در ۱۹۲۵ با هم به تالیسین می روند.                 

                      باز هم خانه رایت آتش می گیرد....

در ۲۲ آوریل ۱۹۲۵ خانه رایت دوباره دچار حریق شد البته این بار از روی تصادف.در این اتش سوزی رایت مجموعه ارزشمندی از اثار هنری خود را از دست می دهد از جمله یادداشتهای سلیوان که ایده هایش در مکتب شیکاگو را در نوشته هایی به نام گفتارهای کودکانه تدوین کرده بود اما موفق به چاپ نشده بود که در اتش سوزی مهیب خانه رایت از بین می رود. رایت برای بار سوم انرا از نو و این بار بزرگتر از گذشته ساخت و ان را تالیسین3 نامید.

در ۱۹۲۷ رایت و میریام رسما از هم جدا شدند.میریام بعدها دچار جنون می شود و در حالیکه هنوز جوان بود در ۱۹۳۰ در مرز دیوانگی در اسایشگاه روانی درگذشت. و البته این مساله موجب مشکوک شدن پلیس به وی شد....

رایت مجددا پس از یک سال در ۱۹۲۸ با اولگیوانا Olga (Olgivanna) Lazovich Hinzenburg (سومین و اخرین همسرش) که ۳۳ سال هم از وی کوچکتر بود ازدواج می کند. اولگیوانا بود که رایت را از ان شرایط بد روحی نجات داد.

                   olgivanna,his third wife   wright & olgivvana

             Famous American architect Frank Lloyd Wright and Olgivanna Lloyd Wright in the national costume of MontenegroOlgivanna's native country

         olgivvana & wright in talisian

        wright & olgivvana 

                                           

به زودی رسانه های امریکا به مسایل زندگی رایت علاقه مند شده و با اضافه کردن چاشنی هایی به تفصیل به ان پرداختند.زندگی بسیار به هم ریخته خانوادگی آقای رایت جای فکر دارد که چطور آدمی با چنین زندگی خانوادگی انگیزه خیلی بالایی برای طراحی بهترین خانه ها دارد!!...

                       mtext1

                   mtext2

                 mtext3

در توکیو ژاپنی ها از رایت می خاهند هتلی طراحی کند به نام هتل امپریال. زمین پروژه فوق العاده سست بوده.رایت اصطلاح ژله ای بودن را به کار می برد و توکیو هم که زلزله خیز.نهایتا رایت است و اندیشه ارگانیکش.او از دست های گارسون که سینی را با انگشتان خود می گیرد و اجزایش نمی افتد الهام می گیرد.به او گفته بودند که تا اخر اجرای هتل در توکیو بماند و این چند سال فرصت خوبی بوده که خودش را از لحاظ فکری بازسازی کند.وی در ۱۹۲۱ به امریکا بر می گردد.

سال ۱۹۲۲ اوج حملات به رایت بود که قرار است در  ژاپن زلزله بیاید و ظاهرا امریکاییها منتظر بودند که تیر خلاص رایت را بزنند اما تلگرافی از توکیو می اید با این مضمون که "جناب اقای رایت شهر در زلزله ویران شد و باید به شما مژده دهیم که تنها ساختمان شما پا برجا مانده و امروز مأوای زلزله زدگان است..." همین امر ساده و مهم موجب شد که آب مشروعی بر تمام کارهای قبلیش بریزند و وی به عنوان یک قهرمان ملی مطرح شود . در این فاصله تعداد زیادی پروژه به او ارجاع داده می شود.

آدمی بااین همه مشکلات شدید فکری کسی است که برای خانه و خانواده فکر می کند و ارزوهایش را در این خانه ها جست و جو می کند.

                                              تالیسین شرقی....

انجمن تالیسین شرق -نامی که رایت برای آن برگزیده بود- تشکلی بسته و درونگرا بود و به طرز خطرناکی به یک فرقه مذهبی شبیه بود. رایت به کرات در این جمع اعلام کرده بود تنها مذهب مورد پرستش گروه وی طبیعت است در بالا ترین درجه خود. این انجمن حول یک نفر یعنی رایت شکل می گرفت . در واقع رایت پیامبر تالیسین بود.رایت به دلیل ازدیاد پیروانش تالیسین غربی را در آریزونا پایه گذاری کرد. پیش از این وی تالیسین شرقی را افتتاح کرده بود.او در یک سخنرانی ۵۲ تعریف از معماری ارگانیک ارائه کرد . تعابیری مثل پلان آزاد. فضای آزاد. آزادی از قید و بندها و در لحظات احساسی اش عشق آزاد... .

.   Frank & Olgivanna Lloyd Wright's living room, Taliesin West, Scottsdale Arizona

    Olgivanna Lloyd Wright's bedroom, Taliesin West, Scottsdale, Arizona 

    Frank Lloyd Wright's Bed(s), Taliesin West, Scottsdale, Arizona

   talisian west-arizona

   exterior, Frank Lloyd Wright's studio, Taliesin West, Scottsdale, Arizona

  Taliesin West Panorama from the bow looking at the ship

   

  

 

                               talisian west

 فرانک لوید رایت فردی بی مسئولیت ولخرج و استاد مسلم ریسک بود.وی پول کارکنان خود را همچون پول خود به راحتی خرج می کرد. او مدتی بسیار طولانی تا زمان مرگش نه تنها به هیچیک از اطرافیانش پولی پرداخت نکرد بلکه با زیرکی و با پیاده کردن سیستم استاد و شاگردی دیگران را وادار به پرداخت پول میکرد.شاگردان او باید در مزرعه کار می کردند و آشپزی و نظافت می کردند و ساختمان ها راتعمیر می کردند...

رایت فردی تکرو و ژرف اندیش بود و در حالیکه دیگر پیرمردی شده بود ایده های خود را در زمینه بلندترین برج جهان عرضه کرد. در این برج آسانسورها با انرژی اتمی کار می کردند. که هیچ گاه ساخته نشد.

                                            رمان و فیلم زندگی رایت....

زندگی رایت منبع الهام رمانی نوشته آین رند و فیلمی هالیوودی شد.فیلمی که گری کوپر بازیگر شخصیت وی را به عنوان فردی مقابل دنیا بازی می کرد. در این فیلم شخصیت اصلی داستان نابغه ای در حال خودکشی به نام هوارد رودک است که ساختمان دست ساز خود را منفجر می کند البته شخصیت فیلم هرگز به اندازه رایت قوی نبود

                This1966 U.S. postage stamp honors architect Frank Lloyd Wright, foreground, and features the Solomon R. Guggenheim Museum he designed in the background        

رایت در معماری از منزلتی خداگونه برخوردار است اما همچون تمام خدایان خواستار قربانیانی برای خود است.در زمان حیات رایت صرف هزینه های بالا برای ساختمان های وی حتی سه برابر رقم اولیه امری عادی بود و امروزه مالکان این آثار به خاطر صورتحساب های هنگفت برای نگهداری این بناها در تشویش اند.در واقع آثار رایت مثل زندگی شخصی خود او برای بقا به هزینه بالایی نیاز دارند.

وی اخرین شاهکارش یعنی موزه گوگنهایم را در سالهای پایانی عمرش با ان کالبد سفید رنگش ارائه کرد.بنایی که پدربزرگ بناهای مارپیچی معمارانی است که این روزها فوق ستاره اند.

او درست شش ماه قبل از افتتاح موزه گوگنهایم و در سن درگذشت.در حالیکه بیش از هر زمانی با انواع سفارشات کاری بمباران می شد.پیکر وی از تالیسین اصلی و با واگنی روستایی انباشته از گل به محل دفنش حمل شد٬ درست به همان شیوه که مامای عزیزش به خاک سپرده شد.

                                  آشفتگی های بعد از مرگ رایت !!....

اما این آشفتگی حتی سالها بعد از مرگ رایت هم دست بردار نبود. بعد از مرگ رایت در ۹ آوریل ۱۹۵۹ در تالیسین وست در اریزونا همسرش اولگیوانا ریاست انجمن تالیسین را بر عهده گرفت.اولگیوانا نیز بعد از مرگش در ۱۹۸۵در (scottsdale,arizona(talisian west وصیت کرده بود که جنازه رایت٬دخترش و خودش را بسوزانند و در باغی به  یادگاری دفن کنند.طبق وصیت اولگیوانا رایت را که قبلا در قبرستان خانواده لوید جونز کنار unity chapel نزدیک تالیسین اصلی در spring green دفن شده بود از قبر بیرون آوردند و امروزه بسیاری در قبرستان کوچک جنوب spring green ایالت ویسکانسین بر سر قبر خالی وی می ایند!!... 

     Unity_chappe

     the resting place of flw in wisconsin

    Unity_chappel-In the 70s, Mr. Wright body exhumed and moved to Taliesin Wesl

                                              قبر رایت در ویسکانسین

mamah's grave in unity chappel

                 قبر ماما در قبرستان خانوادگی رایت در ویسکانسین ٬رایت برای ماما چنی احترام زیادی قایل بوده است.

  Olgivana's daughter

                                         قبر دختر اولگیوانا همسر سوم رایت

 رایت از ۳ ازدواج خود هفت بچه داشت: ۴ پسر و ۳ دختر. وی همچنین دختر همسر سومش Svetlana را نیز قبول کرد.

پسر وی Frank Lloyd Wright JR نیز یک معمار معروف در لوس انجلس است. همچنین نوه رایت Eric Lloyd Wright و پسر دیگرش John Lloyd Wright و دخترش Elizabeth Ingraham معماران معروفیند.

                                           eric

Anne Baxter نوه دیگر رایت است که بازیگر معروفیست....

  ann baxter  ann baxter ann baxter

 تا مجالی دیگر که به کارهای فرانک لوید رایت ببردازیم..... 

      "  اشتباهی که همه عمر بشیمانم از آن اعتمادی است که بر مردم دنیا کردم....بیش از این مردم دنیا دلشان درد نداشت...؟!

                                                   خودمانیم...!!! زمین این همه نامرد نداشت. "

آسمانی باشید....

                                                        

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت 10:31  توسط ناهید  | 

با یاد تو!

بهار... آن زمان که شب و روز با هم برابر شدند وقتی است که بهار از راه میرسد. بهتره اینو بدونید که ریشه فارسی کلمه نوروز از "نوک روج" یا "نوگ روز" و در عربی "نی روز" که با تعریف خودمونی تر میشه همون نوروز.ایرانیان باستان به فصل اول سال می گفتن "به ـ آر" که کم کم تبدیل شده به همین بهار خودمون و در اصل آورنده بهترین ها.

و عید... اصلا شما چه چیز عیدو دوست دارین؟ چهارشنبه سوری.خرید عید.سال تحویل.مسافرت.دید و بازدید و احوالپرسیهای تکراری.تبریک عید.ارزوهای سال گذشته و ارزوی سال جدید.هفت سین.عیدی گرفتن و عیدی دادن . کارای نیمه تموم سال کهنه... اشکهایی که در سال ۸۶ ریختیم و خنده های از ته دل. جدی اخرین باری که از ته دل خندیدید کی بوده؟!... و دلگیریهای آخر سال.(امروزم از اون روزای دلگیریه)

اما لحظه سال تحویل... این لحظات قشنگ و یکدونه و یگانه هر سال.شمارش معکوس...انگار صدای تیک تاک ساعت هم بلندتر شده.باز میلرزد  دلم... دستم   و باللاخره آغاز سال یکهزار و سیصدو هشتادو...(هشتادو چند بوووود؟!..)هجری شمسی.

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و انهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

و ناگهان تمام هیجان فروکش میکند اما در این لحظه یادمون باشه در این شهر هستند کسانی که دیگر نفس هم با انان مهربان نیست و هستند کسانی که به هر دلیلی ممکنه به اندازه تو شاد نباشن. بیاین همرو دعا کنیم.

امیدوارم که تو هم با بهار همراه بشی و روزهای عمرت رو از نو بسازی و به راستی نوروز بر پا کنی!

با تبریک زیاد برای سال جدید و با امید به تحویل در لحظه تحویل.

یا علی! خدانگهدار!(تا سال بعد)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 10:38  توسط ناهید  | 

با یاد تو!

این ترم ۲ واحد اختیاری درس سیستم های ساختمانی پیشرفته با دکتر گلابچی دارم.مباحث این درس بیشتر مربوط به کارشناسی ارشد گرایش تکنولوژیه. احتمالا همه با دکتر گلابچی و کتاباش( که خیلی تو کنکور مهمن) آشنا هستین.مبحث این دو جلسه درباره معماری متحرک! (transformabale envirenment or dynamic architecture) بود.

همچنین بحث معماری انعطلف پذیر و انطباق پذیر (adaptive architecture) یعنی معماری که بتواند برای عملکردهای متفاوت استفاده شود.خیلی جاها از جمله دانشگاهها.مدارس.بیمارستانها و ... فضاهای زیادی داریم که در هفته و یا حتی در سال چند بار بیشتر استفاده نمیشوند. بنابر این می توانیم از فضاهای چند عملکردی و چند منظوره استفاده کنیم مثلا با دیوارهایی که قابلیت حرکت دارند و ... .

موضوع بعدی transformabale envirenment است یعنی محیط یا فضایی که قابلیت جابجایی و تغییر دارد که در فضاهای عبادی.آموزشی و بیشتر ورزشی و.... کاربرددارد.

(خیلیا معتقدند کشوری که معماری درست وحسابی ای نداره (جدا از شاهکارهای معماری گذشته ایران) دیگه تکنولوژیش چیه؟!!...اگرم بخوایم از این چیزا توی طرحامون استفاده کنیم اکثر استادا میگن این ژیگول بازیا چیه! ترکیب حجمیتو درست کن!به هر حال موضوع جذابیست که امروزه خیلی پیشرفت کرده و  کشورهایی مثل ژاپن در این زمینه خیلی کار کردند.به خصوص بحث فضاهای مولتی و انعطاف پذیر که جالبه توی طرحامون(مخصوصن طرح۳ که توی خیلی دانشکده ها فرهنگسراست) داشته باشیم.)

در زیر چند نمونه از این معماریو که دکتر گلابچی سر کلاس اسلایداشو نشون داد بررسی می کنیم:

-در مسجد النبی دو تا از حیاط های مسجد که نزدیک به ۴۲ در ۳۰ متر است سقف متحرک دارد.

سقف متحرک مسجد النبی

 

-Toyota stadium در تویوتا سیتی ژاپن کار کیشو کوروکاوا که برای جام جهانی فوتبال ۲۰۰۲ طراحی شده بود اما با تقسیم محل مسابقات با کره تویوتا استادیوم از لیست برداشته شد. سازه سقف به وسیله چهار دکل بزرگ مخروطی در ارتفاع ۹۳ متری نگه داشته می شود. در بین این دو سازه معلق سقف سازه یونیک و یگانه ای به نام folding retractabaleوجود دارد. در این استادیوم برای سهولت استفاده از توانایی چند عملکردی از سقف متحرک استفاده شده است.

toyota stadium-1

toyota stadium-2

toyota satdium-3

toyota stadium-4

 

-Skydome در تورنتو کانادا که در کنار CN tower که به نوعی آیکون شهر تورنتو است طراحی شده و افتخار کاناداییهاست در حالیکه در تویوتا استادیوم هزینه و زمان خیلی کمتر است.

skydome-1

skydome-2

skydome-3

 

 skydome-4

skydome-5

 

ـنمونه جالب بعدی Fukuoka dome در ژاپن است.سازه سقف یک خرپای فضایی گنبدی است که در چند قطاع طراحی شده و این قطاع ها حرکت می کنند تا استادیوم را سرپوشیده کنند.دهانه گنبد حدود ۲۲۲متر است.حتی سیت ها و صندلیها هم متحرکند.باز و بسته شدن سقف حود ۲۰ دقیقه طول میکشد.

fukuoka dome-1

 fukuoka dome-2

fukuokadome-3

 (تو این عکس ضخامت زیاد سقف که به اندازه یه ساختمون چند طبقس مشخصه)

fukuoka dome-4

-Ocean dome در ژاپن:فضایی است که امکانات ورزشی در هر شرایط آب و هوایی را دارد.حدود ۴۰۰ در ۱۵۰ متر سقف است که حرکت می کند.حرکت در ocean dome بسیار ساده تر از fukuoka dome طراحی شده است.

خزثشد یخئث-1

 

ocean dome-2

ocean dome-3

 

-Saitama super arena : در نمونه های قبلی سقف جابجا میشد اما در این استادیوم کلش حرکت می کند.

saitama super arena

 

-Sapporo dome در ژاپن.در این استادیوم زمین بازی حرکت می کند و حتی زمین می چرخد تا در زاویه ای که جهت تابش آفتاب مناسب است قرار گیرد.

سشححخقخ یخئث-1

سشححخقخ یخئث-2

سشححخقخ یخئث-3

sapporo dome-4

sapporo dome-5

نکته ای که هست این است که همه جا ضرورت نیست بلکه برای نشان دادن تونمندی و قدرت و تکنولوژی است.

-و نمونه بعد Big eye یا oita stadium است.اینجا راه حل ساده تری انتخاب شده و یک استراکچری بر فراز استادیوم هست که سقف روی این سازه حرکت میکند و دیگر مثل Fukuoka dome طره های بزرگ نداریم. Fukuoka domeتکنولوژی پیشرفته ای داشت اما راه حل ساده ای نبود.

big eye-1

big eye-2

big eye-3

big eye-4

-Nara convention hall کار کاواگوچی (پدر)

nara convention hall

nara convention hall

 و در آخر استاد از بچه ها خواست برای اینکه با دست آویزون نیان و با دست آویزون نرن یعنی بدون تکلیف نباشن برای جلسه بعد راجبه همیت موضوع تحقیق کنن که شاید نتایج تحقیق رو هم توی پستای بعد بذارم.

یا علی!

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 13:29  توسط ناهید  | 

با یاد تو!

سلام.اینم از عکس ماکت و شیت طرح۲.موضوع طراحی یه خونه برای یه خانواده ۵ نفره و پدربزرگ و مادربزرگ بود که سایت من در شمال تهران(اوشان)بود به ابعاد ۴۰ در ۲۷ متر .

این زیرزمینه که شامل پارکینگءانباریءاستخرءسونا و میز بیلیارده.

                                (۱)

و این طبقه اوله. در وسط جلوی هال ورودی پله ها و یه باغچه کوچیکه . آشپزخانه پشت پله هاس. وسمت چپ قسمت عمومی خونه  شامل پذیرایی و غذاخوری و اتاق مهمانه و سمت راست بخش خصوصی و اندرونیه شامل نشیمن و کتابخانه .

                               (۲)

 این طبقه دومه که یه نشیمن خصوصی تر در وسط داره و اتاق خواب پدر و مادر و 2 اتاق خواب برای بچه ها و یه وید در وسط که به هال ورودی در پایین دید  داره!

                                 (۳)

و این حجم کلی خونس .اون قسمتی که در سمت راست با یه سقف نیمه باز به بقیه قسمتا متصل شده سوییت پدربزرگ و مادر بزرگه که در واقع جز خواسته  های طرح بوده که مرتبط مستقل باشه.من با استفاده از نهرآبی که تو سایت داشتم و یه سقف نیمه پوشیده سعی کردم در عین حفظ استقلال ارتباط خوبی هم برقرار کنم!

                                          (۴)

اما شیتم.از شیت اول عکس ندارم!!! این شیت دومه که پلان طبقه 2 و نما و مقطع و 2 تا کروکی و یه پرسپکتیو داخلیه.

 

شیت سوم!

کلی برنامه هم برای محوطه سازی ماکت داشتم که نرسیدم.به هر حال این تلاش یه هفته بکوب کار کردنمه .

موید باشید!

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 11:52  توسط ناهید  | 

با یاد تو!

اینم مد شده که استادا برای هم کری بخونن و... .یه بحث شدیدی هم از ترم پیش بین ۲ گروه از استادای طرح به وجود اومد که با شروع ترم جدید باز بالا گرفته و این وسط فقط ما دانشجواییم که حیران میمونیم که چی کار کنیم؟!...

قضیه اینه که بچه های طرح۳ رو به ۲ آتلیه تقسیم کردن: یکی گروه دکتر مطلبی که طبق روال همیشگی پیش میره یعنی بر اساس کانسپت ویکی هم دکتر ادیبی که با یه روش دیگه که اسمش "کلاژ"ه کار میکنه. من اولش فکر می کردم کلاژ یه روش ارایه و پرزانتس اما ظاهرا یه روش طراحیه.دقیق نمیدونم اما فکر کنم اینطوریه که توی کتابا و مجلات مختلفو میگردی و هر چیزی رو که خوشت اومد می کنی(یا اگه نمیشه بکنی کپی میگیری)بعد اینارو کنار هم میچسبونی و از دور بهش نگاه می کنی و کروکی می زنی تا...... طرحت در بیاد.

من که حسابی گیج شدم. شاید فقط برای اینکه هیچ کاری برای تحویل روز یکشنبه دکتر مطلبی ندارم برم گروه ادیبی!!!!!!.....

هر چند که من خودم معماری کانسپچوال رو دوست دارم و معتقدم اگه طرحی کانسپت درست ودرمونی داشته باشه بقیش حل میشه. این بماند که ما هنوز معنی کانسپتو نفهمیدیم. حتی دکتر حجت که همه میگن مفهومی کار میکنه بعد از ۲ سال به ما گفت که کانسپت تعریف نداره و باید درکش کنید.حالا از کجا باید درک کنیم خدا عالمه!!..در مورد کانسپت هر کی یه چیزی میگه :طرحها و اتودهای اولیه.ایده اصلی طرح.شایدم کانسپت یه طرح بتونه یه شعر یا جمله یا یه نقاشی یایه هدف خاصی باشه .

ولی خداییش سیستم آتلیه دکتر حجتو دوست داشتم. بی عدالتیاش در نمره دادن و بذل توجهش به دانشجویان خودشیرین بماند.

البته من که کلا با واژه مفهوم مشکل دارم. وقتی میگن مفهوم فلان چیز وحشت میکنم که این مفهوم چه غول بی شاخو دمیه که همه میفهمن جز من.شایدم هیشکی نمیفهمه و خودشونو میزنن به فهمیدن. نمییییییییییدونم......

                           "و هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند...."

                                                                                          "سهراب"

آسمانی باشید!

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 11:24  توسط ناهید  |